تو را هرگز نخواهم بخشید ...
دروغ ميگفت ... ديگری را دوست داشت .......
بارها گفتم: دوستم داری ؟؟ گفت : آری ......
بارها گفتم: دوستم داری ؟؟ گفت : آری ......
تا روزها خاموش بودم ولی آخر از پای شکيب افتادم و گفتم : .......
راست بگو تورا خواهم بخشيد آيا دل به ديگری بسته ای ؟؟ گفت نه ...........
فرياد زدم بگو راستش را بگو هر چه هست بگو تورا خواهم بخشيد و از گناهت هر چه
هست خواهم گذشت .....
عاقبت با آروزی فراوانی پيش آمد و گفت :
مرا ببخش ... ديگری را دوست دارم ......
گفتم : اينک که تو اين همه مدت به من دروغ گفتی اين بار من هم به تو دروغ گفتم ....
تورا هرگز نخواهم بخشيد ...
.
.
.
.
تو را هرگز نخواهم بخشید ...
|+|نوشته شده در دوشنبه 23 مهر1386 ساعت 1:24 قبل از ظهر توسط فاطی
|
آخرین نوشته ها


