تبليغاتX
اسیر هجران
اسیر هجران
|+|نوشته شده در دوشنبه 21 اسفند1385 ساعت 3:8 قبل از ظهر توسط فاطی |
کوتاه , زیبا , به یاد ماندنی

شیشه پنجره را باران شست ,

از دل من اما ...

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟!

********************************************************************

گفتم : ز سرنوشت بیندیش و آسمان .

گفتی :غمین مباش که آن کور و این کر است !

دیدی که آسمان کر و سرنوشت کور صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است .

*******************************************************************************************

بشکست دلم کسی صدایش نشنید

آری ...

دل من بی صدا می شکند !

******************************************************************

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران

**********************************************************************************

بودیم و کسی پاس نمی داشت هستیم

باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

******************************************************

شب بود و

شمع بود و

من بودم و

غم

شب رفت و

شمع سوخت و

من ماندم و

غم

*********************************************************************

تو که بالا بلند و نازنینی

تو که شیرین لب و عشق آفرینی

کنارم لحظه ای بنشین ,

چه حاصل که فردا بر سر خاکم نشینی !

***************************************************************************************

دردهایم را برایت گفته ام

بشنو اکنون این سکوت تلخ را ...

********************************************************

من آخرین

ترانه ی بارانم ,

مرا بخوان !

**********************************************************************************************

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را

هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

******************************************************************

دستانم بوی گِل می داد

مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند !؟

پیش خود نگفتند :

شاید من گلی کاشته باشم ! .

**********************************************************************

وقتی که بن بست غربت ,

سایه سار قفسم بود ,

زیر رگبار مصیبت ,

بی کسی تنها کسم بود !

***************************************************************************

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هر کسی را تو نمی انگاشتم

***********************************************************************

کنم هر شب دعایی

کز دلم بیرون رود مهرش

ولی آهسته می گویم

الهی بی اثر باشد

*************************************************************************

در خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در می زند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا

غم با آن همه بیگانگی

هر شب به من سر می زند

*********************************************************************************

ترسم ار روز سیاهیست

بیایی و چه سود

رفته باشم و بدانی

که چه دیر آمده ای !

****************************************************************

خدایا !

سرای محبت کجاست ؟

من آواره ام شهر الفت کجاست ؟

کسانی که از عشق دم می زنند ,

چرا بین ما را به هم می زنند ؟!

*************************************************************

 

|+|نوشته شده در دوشنبه 21 اسفند1385 ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط فاطی |

آخرین نوشته ها
تا بی نهایت...
اس ام اس دوستان
... عکس ...
اس ام اس دوستان
اس ام اس عاشقانه...
کاش ...
باز هم قر و قاطی ...
تو را هرگز نخواهم بخشید ...
عاشقانه ها ...
عکسهای عاشقانه ...

ممنون که به وبلاگم اومدی بازم بیا دلم برات تنگ می شه JavaScript Codes Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت

Time spent here:
example: java script by:HGS.BLOGFA.COM افراد آنلاين: نفر

.
__________________